📚رُمـانِ مَذهَـبـیٖ💕

°•﷽•°
✒رمان‌های عاشقانه مذهبی💕
✒بجز تعطیلات روازنه ۳ قسمت💕
✒کانال دوم ما👈 @best_anime 💕
✒تأسیس کانال←96/3/14💕
✒کانال پیشنهادی ما← @anime_baran 💕
✒اگر از یک رمان خوشتون نمیاد لفت ندید، کانال رو تا شروع رمان جدید بی‌صدا کنید💕


✖️ مـژده به شیـک پــوش هـا ✖️

🛑 انواع : مدل های زنانه و مردانه ؛ کتونی ، کاپشن ، سویشرت ، تونیک ...

🚛 #پرداخت_درب_منزل
✅ ضمانت تست و تعویض 😍👇

🛍 @Haji.Arzoni @Haji.Arzoni
🛍 @Haji.Arzoni @Haji.Arzoni
3 ساعت پیش
✔️✔️ دنیــای ســاعت ⌚👆

💥💥💥💥

#ساعت_مچی #ساعت_دیواری #هدفون #پاوربانک #اپل_واچ #هوشمند و . . .


هرچی بخوای ، اینجا نصف قیمته با گارانتی تعویض و پرداخت درب منزل !!!

👇👇👇
@doniaye_saat @doniaye_saat
@doniaye_saat @doniaye_saat
3 ساعت پیش
··|💡|··
#تلنگرانھ


•●[خیلےهاگفتند:
شهـداشرمنده‌ایـم 🥺📞

خیلےهاشنیدند:
شهـداشرمنده‌ایــم 😞📻

خیلےهاهم نوشتند:
شهـداشرمنده‌ایــم😔✍🏻

همھ و همھ #شرمنده‌ایــم💔
امانمےدانـــم
چــند نفر سعےداریـــم از ایݧ
شرمندگےخـــارج شویـــم!؟!😔]●•
3 ساعت پیش
-واااای سمیه چی چادر خوشگلی داری😍
-اره عزیزم از یه کانال توی سروش خریدم.
-جدی میگی؟؟😳
-چقدر پول پست دادی؟🤔
-#رایگان بود سمیه جان تازه کلی مدل های خوشگل داشت که از همه جاهم ارزونتر بودش.
من که از دوخت و جنسش راضیم.😍😍
#حجاب_بنی_فاطمی.همین الان کلیک کن 👇
@hejab1100 @hejab1100
@hejab1100 @hejab1100
3 ساعت پیش
●فـروشـگاه چــادر مـشـڪــے●

😍 #جشنــــواره‌فـــروش‌ویــــژه💛

انواع #چادر با #رنگ و #طرح‌مختلف
✅ارســـال #رایــگان و مستقیـــم
از شهــــر #امـــــام_رضـــــــــا (؏)

⇩⇩⇩
💗#پیشنهاد ویژه‌به دختران‌زهرایی👇🖤

@hejab1100 @hejab1100
@hejab1100 @hejab1100

اینجا فقط یک فروشگاه نیست☝️
اجتمـــاع 70000 هزار محجبه😍
3 ساعت پیش
گاهی دلم یک جای دنج میخواهد.
جایی شبیه حرمت🍃
من باشم و...🥀
تو باشی و...🌹
بغض های نشکسته ...⚡️
دلتنگتم آقا....
3 ساعت پیش
#پوست_صاف صورت دوستمو میبینم و #مــــوهای_بلندش رو #افسردگـــــــــی_میگرفتم
🌹راز جوان موندن پوستش رو استفاده از ترفندای این #کانــــــــــال میدونه 😎

بعد این همه دکتر و هزینه الکی.... این کانال زندگیم رو تغییر داد
🔴📢هر کی میخواد صورتی صاف و بدون جوش و چین و چروک داشته باشه کانال زیر رو بهش پیشنهاد میکنیم خودم ازشون استفاده کردم #واقعا_عالــــــــــیه😍👌👇
ظرفیت الان پر میشه عضو شوید 😳 😱
👇👇
@orjinaal @orjinaal
@orjinaal @orjinaal

چیزی نمونده تا #خوشگلــــــــــی😳
3 ساعت پیش
|🌱|
حاج حسین یڪتآ

یادت باشہ ها!

اول امام زمان(عج) یادِ تو میڪنہ بعد تو یاد امام زمان(عج) مےافتے!

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج 🌿💗
3 ساعت پیش
❌حتما بخونید❌
📣چند وقتی بود که مشکلات زندگی دیگه خسته ام کرده بود، بدهکاری، بیکاری، چشم زخم و یه عالمه مشکل دیگه😢

👈تا این که یه روز اومدم و حرز امام جواد(ع) رو سفارش دادم، شاید باورتون نشه به چند روز نرسیده همه مشکلاتم دونه به دونه حل شدن😍

♥#حـرز_جـواد_الائـمه♥

همین حالا بیا و سفارشت رو نهایی کن👇👇
sapp.ir/herzshafa
sapp.ir/herzshafa
https://sapp.ir/joinchannel/iLWXuxF0ZCtg7jkIm9q2hvET
جانمونی یه وقت👆👆😍😍
3 ساعت پیش
ا🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
ا🌺🍃🌺
ا🍃🌺
ا🌺
#داستان_شب {داستان دنباله داراز سرنوشت واقعی} 🔥فرار از جهنم🔥

#قسمت_ششم : ✍این تازه اولش بود

❤️یه سال دیگه هم همین طور گذشت … کم کم صدای بچه ها در اومد … اونها هم می خواستن مثل کین برن سراغ دزدی مسلحانه، یه عده هم می خواستن برن سراغ پخش مواد … از دزدی های پایین شهر چیز خاصی در نمی اومد … .
.💙برادر جاستین توی یکی از باندهای مواد بود … پول خوبی می دادن … قرار شد واسطه دبیرستان ها بشیم … پلیس کمتر به رفت و آمد یه نوجوون بین بچه های دبیرستانی شک می کرد … .
.💜همون روز اول به همه مون چند دست لباس جدید و مرتب دادن … و من بعد از چند سال، بالاخره جایی برای خوابیدن پیدا کرده بودم … جایی که نه سرد بود نه گرم … اما حداقل توی روزهای بارونی خیس نمی شدم … .
.💛اوایل خیلی خوشم اومده بود اما فشار روانی روز به روز روم بیشتر می شد … کم کم خودم هم کشیده شدم سر مواد … .
.بیشترین فروش بین بچه ها مال من بود … خیلی از کارم راضی بودن … قرار شد برم قاطی بالاتری ها … روز اول که پام رو گذاشتم اونجا وحشت همه وجودم رو پر کرد …
❤️ یه مشت آشغال هیکل درشت که همه بدن شون خالکوبی بود و تنها دمخورشون مواد، مشروب و فاحشه ها بودن … اما تازه این اولش بود … .
رئیس باند تصمیم گرفت منطقه اش رو گسترش بده … گروه ها با هم درگیر شدن … بی خیال و توجه به مردم … اوایل آروم تر بود …
💙ریختن توی یکی از خونه های ما و همه رو به گلوله بستن … بچه های گروه ما هم باهاشون درگیر شدن …

✍نویسنده #شهید_سید_طاها_ایمانی
💎کپی با ذکر صلوات...💎

📚📚📚📚📚📚📚📚
🌈 Sapp.ir/roman_mazhabi
📚📚📚📚📚📚📚📚
3 ساعت پیش
ا🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
ا🌺🍃🌺
ا🍃🌺
ا🌺
#داستان_شب {داستان دنباله داراز سرنوشت واقعی}💥فرار از جهنم💥

#قسمت_پنجم :✍ زندگی در خیابان

❤️شب رفتم خونه … یه سری از وسایلم رو برداشتم و زدم بیرون .. شب ها زیر پل یا گوشه خیابون می خوابیدم … دیگه نمی تونستم سر کار پاره وقتم برم … می ترسیدم فرارم رو از پرورشگاه به پلیس گزارش کرده باشن
💛اوایل ترس و وحشت زیادی داشتم … شب ها با هر تکانی از خواب می پریدم … توی سطل های آشغال دنبال غذا و چیزهای دیگه می گشتم … تا اینکه دیگه خسته شدم … زندگی خیلی بهم سخت می گذشت … .
💙با چند تا بچه خیابون خواب دیگه مثل خودم آشنا شدم و رفتیم دزدی … اوایل چیز دندون گیری نصیب مون نمی شد … ترس و استرس وحشتناکی داشت … دفعات اول، تمام بدنم به رعشه می افتاد و تکرر ادرار می گرفتم …
💚کم کم حرفه ای شدیم … با نقشه دزدی می کردیم … یه باند تشکیل دادیم و دست به دزدی های بزرگ تر و حساب شده تر می زدیم … تا اینکه یه روز کین پیشنهاد خرید اسلحه داد و کار توی بالای شهر رو داد … .
.💜من از دزدی مسلحانه خوشم نمی اومد … کارهای بزرگ پای پلیس رو وسط می کشید … توی محله های ما به ندرت پلیس می دیدی … اگر سراغ قاچاقچی ها هم نمی رفتی امنیتش بیشتر بود … اما اونجا با اولین صدایی پلیس می ریخت سرت و اصلا مهم نبود چند سالته … .
بین بچه ها دو دستگی شد … یه عده طرف منو گرفتن ولی بیشتری رفتن سمت کین … حرف حالی شون نبود … در هر صورت از هم جدا شدیم … قرار شد هر کس راه خودش رو بره


✍نویسنده #شهید_سید_طاها_ایمانی
💎کپی با ذکر صلوات...💎

📚📚📚📚📚📚📚📚
🌈 Sapp.ir/roman_mazhabi
📚📚📚📚📚📚📚📚
3 ساعت پیش
ا🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
ا🌺🍃🌺
ا🍃🌺
ا🌺
#داستان_شب {داستان دنباله داراز سرنوشت واقعی} 🔥فرار از جهنم🔥

#قسمت_چهارم: ☘خشونت از نوع درجه B

❤️تمام وجودم آتش گرفته بود … برگشتم خونه … دیدم مادرم، تازه گیج و خمار داشت از جاش بلند می شد … اصلا نفهمیده بود بچه هاش از خونه رفتن بیرون … اصلا نفهمیده بود بچه های کوچیکش غرق خون، توی تنهایی جون دادن و مردن … .
.💚زجر تمام این سال ها اومد سراغم … پریدم سرش … با مشت و لگد می زدمش … بهش فحش می دادم و می زدمش … وقتی خدمات اجتماعی رسید، هر دومون زخمی و خونی بودیم … .
.💙بچه ها رو دفن کردن … اجازه ندادن اونها رو برای آخرین بار ببینم … توی مصاحبه خدمات اجتماعی، روان شناس ازم مدام سوال می کرد … دلم نمی خواست باهاش حرف بزنم … تظاهر می کرد که من و دیلمون، برادر دیگه ام، براش مهم هستیم اما هیچ حسی توی رفتارش نبود … .
.💛فقط به یه سوالش جواب دادم … الان که به زدن مادرت فکر می کنی چه حس و فکری بهت دست میده؟ … فکر می کنی کار درستی کردی؟ …
💜.درست؟ … باورم نمی شد همچین سوالی از من می کرد … محکم توی چشم هاش زل زدم و گفتم … فقط به یه چیز فکر می کنم … دفعه بعد اگر خواستم با یه هیکل بزرگ تر درگیر بشم؛ هرگز دست خالی نرم جلو … .
.من و دیلمون رو از هم جدا کردن و هر کدوم رو به یه پرورشگاه فرستادن و من دیگه هرگز پیداش نکردم …
❤️بعد از تحویل به پرورشگاه، اولین لحظه ای که من و مسئول پرورشگاه با هم تنها شدیم … یقه ام رو گرفت و منو محکم گذاشت کنار دیوار …
💛 با حالت خاصی توی چشم هام نگاه کرد و گفت … توی پرونده ات نوشتن خشونت از نوع درجه B…. توی پرورشگاه من پات رو کج بزاری یا خلاف خواسته من کاری انجام بدی ؛ جهنمی رو تجربه می کنی که تا حالا تجربه نکرده باشی … .
💙من یه بار توی جهنم زندگی کرده بودم … قصد نداشتم برای دومین بار تجربه اش کنم … این قانون جدید زندگی من بود … به خودت اعتماد کن و خودباوری داشته باش چون چیزی به اسم عدالت و انسانیت وجود نداره … اینجا یه جنگل بزرگه … برای زنده موندن باید قوی ترین درنده باشی … .
💚از پرورشگاه فرار کردم … من … یه نوجوان ۱۳ساله … تنها … وسط جنگلی از دزدها، قاتل ها، قاچاقچی ها و فاحشه ها…


✍نویسنده #شهید_سید_طاها_ایمانی
💎کپی با ذکر صلوات...💎

📚📚📚📚📚📚📚📚
🌈 Sapp.ir/roman_mazhabi
📚📚📚📚📚📚📚📚
3 ساعت پیش
💞یا علی گفتیم و عشق آغاز شد💞
3 ساعت پیش
🦋 Sapp.ir/roman_mazhabi 🦋
🦋 what.sapp.ir/roman_mazhabi 🦋
4 ساعت پیش
🦋 Sapp.ir/roman_mazhabi 🦋
🦋 what.sapp.ir/roman_mazhabi 🦋
5 ساعت پیش
🦋 Sapp.ir/roman_mazhabi 🦋
🦋 what.sapp.ir/roman_mazhabi 🦋
7 ساعت پیش
21 ساعت پیش
#تلنگر🌱

دوستِ بد
یاگناه‌روبرات‌خوشگل‌میڪنه
یاخودش‌گناهڪاره!!

دوستِ خوب
توروبه‌یادخدامیندازه
وقـتۍڪنارشۍازگناه
ڪردن‌شرم‌دارۍ...🙂💜

مواظب‌باشیم‌باگناه‌امام‌زمان‌روناراحت نڪنیم...

🦋 Sapp.ir/roman_mazhabi 🦋
🦋 what.sapp.ir/roman_mazhabi 🦋
22 ساعت پیش
دریافت سروش پلاس