🌙 بر فراز ابرها …



@RadiRelax
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
ما مدام از کارهایی که در گذشته انجام نداده‌ایم یا آنها را بد انجام داده‌ایم گلایه می‌کنیم، طوری که انگار این کار فایده‌ای دارد. چرا خودمان را نمی‌بخشیم، و به خودمان یادآوری نمی‌کنیم که همیشه بیشترین تلاشمان را کرده‌ایم؟ انسان‌ها این حق را دارند که به تدریج کامل شوند. لازم است گذر عمر، چیزی بجز موی سفید برای ما به ارمغان بیاورد …



@RadiRelax
6 ماه پیش
دست‌هایم به آرزوهایم نرسید،
آنها بسیار دورند
اما درخت سبز صبرم می‌گوید،
هنوز امیدی هست …



@RadiRelax
6 ماه پیش
❤️ آرام و عمیق …



@RadiRelax
6 ماه پیش
6 ماه پیش
دستم را بگیر. تنها لحظه اکنون است که واقعیت دارد، باقی یا خاطره است، یا خیال …



@RadiRelax
6 ماه پیش
❤️ یک جرعه احساس …



@RadiRelax
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
من و تو همچو یک قلب می‌مانیم! تو می‌تپی، و من با تو زندگی می‌کنم …



@RadiRelax
6 ماه پیش
🌙 میشه چشم‌ها رو بست،
و بارها و بارها گوش داد …



@RadiRelax
6 ماه پیش
6 ماه پیش
خیلی حس عجیبیه، آدمایی كه بهترين خاطرات رو بهت دادن، خودشونم خاطره شدن …



@RadiRelax
6 ماه پیش
پیری در کوهستان سفر میکرد. سنگ گران قیمتی را در جوى آبى یافت. روز بعد به گرسنه‌ای رسید. کیسه‌اش را باز کرد تا در غذایش با او شریک شود. مرد گرسنه، سنگ قیمتی را دید. از آن خوشش آمد و خواست که آن سنگ را بگیرد. مسافر پیر، بی‌درنگ، سنگ را به او داد. مرد بسیار خوشحال شد و از این که شانس به او رو کرده بود، سر از پا نمى‌شناخت.


او فهمیده بود که جواهر، به قدرى قیمتی است که تا آخر عمر مى‌تواند راحت زندگى کند، ولى چند روز بعد، به دنبال آن پیر دوید و پیدایش کرد. هنگامى که او را دید سنگ را پس داد و گفت: این چند روز خیلی فکر کردم. من مى‌دانم این سنگ چقدر گرانبهاست، اما آن را به تو پس مى‌دهم، با این امید که چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى‌توانى، آن محبتی را به من بده، که به تو این قدرت را داد تا این سنگ را به چون منی ببخشی. آن را می‌خواهم …



@RadiRelax
6 ماه پیش
کوچه پُر از رد قدم‌های توست …



@RadiRelax
6 ماه پیش
🌿 چیزی‌ به من بگو،
که فراتر از حرف باشد …



@RadiRelax
6 ماه پیش
6 ماه پیش
6 ماه پیش
دریافت سروش پلاس